ایستاده در غبار
 
چت روم

وضعیت آب و هوا


اوقات شرعی

لینک دوستان

نسخه‌هایی کارآمد برای مقابله با تحریم‌ها

یکی از راه های انتقال، تهاتر بود، به این ترتیب که در ازای فروش نفت ایران به سایر کشورها کالاهای مورد نیاز از کشور خریدار نفت ایران خریداری می شد. در این میان چین، هند، کره جنوبی، ژاپن و ترکیه به عنوان خریداران اصلی نفت ایران در دوران تحریم، توانایی تامین بخشی از نیازهای کالایی کشورمان را داشتند، اما نقطه ضعف این روش محدود شدن کشور در واردات به کشورهای محدود بود. 

 

در این میان 2 راهکار دیگر برای استفاده از دارایی های بلوکه شده ایران در کشورهای دیگر وجود داشت.

یکی از این راهکارها، تامین فاینانس هایی با پول ملی کشورهای خریدار نفت ایران بود که در این میان موضوع فاینانس های چینی به صورت جدی و رسمی و فاینانس های هندی در حد خبرهای غیر رسمی مطرح شده است. فاینانس در لغت به معنای تامین مالی و در وضعیت فعلی کشور به عنوان روشی برای جذب سرمایه جهت تامین نیاز ارزی فعالیت های اقتصادی است.

پیام روشن خبر چند روز پیش که توافق ایران و چین برای افزایش میزان فاینانس های چینی تا 50 میلیارد دلار است، این می باشد که می توان بازی برد – بردی را در عرصه اقتصادی با وجود فشارهای تحریمی طراحی کرد.

به این ترتیب که چینی ها که هم اکنون سعی دارند منابع سرشارشان را در عرصه های بکر و سودآور اقتصادی سرمایه گذاری کنند، بازار بزرگ و متنوعی مانند ایران را در پیش روی خود دارند که قطعا عرصه ای سودآور برای سرمایه گذاری است. عرصه ای که از سوی رقبای اروپایی و آمریکایی با تحریم مواجه شده است و فرصت را به رقبایی از جمله چین، روسیه و هند واگذار کرده است. ایران نیز با توجه به حجم گسترده فعالیت ها و پروژه های نیمه تمام عمرانی و اقتصادی خود به این منبع سرمایه گذاری نیاز دارد.

اگر نگاهی به روند تعاملات سیاسی و اقتصادی جهان بیندازیم از روند تشکیل گروه بریکس، از سوی قدرت های اقتصادی غیر غربی تا تشدید شکاف غرب و روسیه و تلاش چین برای مطرح کردن پول ملی خود به عنوان یک ارز جهان شمول قابل رقابت با دلار و یورو، می بینیم روند پرشتابی در نفی اقتصاد تک قطبی در سطح جهان دیده می شود و در این روند، منطقه گرایی و بازی های دو جانبه برد – برد اقتصادی بین ایران و کشورهایی که منافع اقتصادی را بر ماجراجویی های سیاسی ترجیح می دهند، می تواند نسخه ای کارآمد در برابر فشارهایی نظیر تحریم باشد. با این حال توجه به 2 نکته را نباید از نظر دور داشت:

1 - می توان فارغ از تلاش های آمریکا و برخی کشورهای اروپایی بازی برد – برد اقتصادی را از آسیا به سمت بخشی از اروپا که منافع اقتصادی خود را به تنش های سیاسی بی حاصل با ایران ترجیح می دهند بسط داد.

روزنامه خراسان پیش از این به صورت مبسوط دیدگاه اروپای دوم را در موضوع هسته ای مطرح کرده است. سهم عمده ای از کاهش فشار اروپا به ایران در مذاکرات را می توان از طریق جذب کشورهای اروپایی غیر از انگلیس، فرانسه و آلمان به همکاری اقتصادی با ایران محقق کرد.

2 - دیگر راهکارهای دور زدن تحریم ها از جمله پیمان های پولی دوجانبه را در کنار فاینانس ها باید مد نظر قرار داد. تجربه پیمان های پولی دوجانبه ای که بین چندین کشور در سراسر جهان منعقد شده است، نشان می دهد که این سازوکار جدید برای اقتصاد ایران نیز قابل تجربه است و می تواند حتی مفیدتر از روش هایی نظیر تهاتر یا فاینانس باشد، چرا که اختیار انتخاب طرف همکاری اقتصادی برای ایران را محدود نمی کند.

به عنوان مثال پول به دست آمده از محل پیمان پولی دوجانبه ایران و چین، صرفا محدود به خرید کالا از چین نخواهد بود، بلکه با یوان چین حاصل از این پیمان ممکن است بتوان از کشورهای دیگر نیز خرید کرد.

این راهبردها، روش هایی کارآمد در مقابل فشار تحریم ها هستند که اولاً به صورت مستقیم کمک شایانی می کند که آمریکایی ها مجبور به پذیرش توافق برد - برد شوند و ثانیاً باعث می شوند در صورت ادامه زیاده خواهی آمریکایی ها و حاصل نشدن توافق، تحریم ها عملاً ناکارآمد شوند.


تاریخ انتشار: 1395/06/06 || بازدیدها:
منافقین اعدام‌شده «اسب تروای» سازمان منافقین در ایران بودند

1805891_301.jpgمنافقین با رفتار مرموز و حساب شده بسیار بیش از نیازشان بر شخصیت آقای منتظری مسلط شده بودند و با استفاده ابزاری از وی به خواسته‌های مهم‌شان به ویژه درباره زندانیانشان می‌رسیدند/سرباز اسیر دشمن در دست نظام، با اعلام بر سر موضع بودن،در زمانی که سپاهش به کشور حمله کرده به ما می‌گوید در حال آماده شدن برای جنگ با ماست و چه بهتر و دقیق‌تر است گفته شود جنگ را با انتظار برای فرا رسیدن زمان مأموریتش آغاز کرده است؛آیا اعدام چنین سربازی از دشمن خلاف احکام اسلام است و اسلام دستور می‌دهد در برابر چنین سربازی ساکت بمان تا پس از سرازیر شدن همرزمانش به شهرها با او بجنگی؟‌!هیچ عقل سلیمی چنین دیدگاه بی پایه و اساسی را نمی‌‌پذیرد.
گرفتاری آیت الله منتظری در دام خطرناک مثلث شیطانی سازمان نفاق، لیبرالها و باند مهدی هاشمی که پس از مرگ وی (مهدی هاشمی) نیز ادامه داشت، سبب گردید عنصر عناد و لجاجت آقای منتظری در بستر ساده لوحی و نفوذپذیری وی رشد کند تا آنجا که تمام اعتبار و سرمایه فقاهتی‌اش را هزینه آن لجاجت حقیقت پوش خانمان برانداز کرد و در عمل بر روی مهم‌ترین بخشهای نظرات فقهی‌اش پاگذاشت و آنها را نابود کرد. پس از وی نیز بیتش و به ویژه فرزندش احمد منتظری با چشم بستن بر فرجام سیاه مسیری که پدرش مبتنی بر لجاجت برگزیده بود، پس از 28 سال به زعم تکریم پدر و تضییع نظام اسلامی،‌ فایل صوتی را منتشر ساخت که به غیر از شادی و بهره‌برداری دشمنان نظام از آن، برای وی دستاوردی نداشت و در نهایت هم توهم تکریم پدر به تضییع بیشتر و دوباره وی منجر شد.

با تشکر از همه آگاهان، صاحب نظران و دغدغه‌مندانی که با احساس دین به امام و نظام و از سر مسئولیت شناسی به یک ادعای واهی تاریخی واکنش نشان دادند و با روشنفکری از حقانیت و عملکردی هوشمندانه دفاع کردند؛ با پایه قراردادن محتوای تکراری نوار انتشار یافته، چند سطری به زحمات انجام گرفته اضافه می‌شود تا برای چندمین بار مشخص و ثابت شود که آیا امام راحل (ره) خطا کرده یا آقای منتظری با انگیزه ای خاص و متاثر از عواملی، اصرار داشت خود را ذی صلاح و درستکار و امام راحل را فاقد صلاحیت و خطا کار نشان دهد.

اصلی‌ترین حرف آقای منتظری در حضور آقایان حسین علی نیری، مرتضی اشراقی، مصطفی پورمحمدی و ابراهیم رئیسی که باید دقیقاً به آن پرداخت تا تکلیف غائله‌ای که آقای منتظری درست کرد روشن شود، عبارت بود از اینکه: منافقین که پیش‌تر محاکمه و مجازات آنها مشخص شده بود نبایستی دوباره محاکمه و محکوم به اعدام شوند.

آقای منتظری برای این سخن ناتمام به ظاهر درست، بدون در نظر گرفتن آنچه که منافقین بر سر نظام آورده بودند و امکان تشدید، تکرار و ادامه آن هم بود، مصداقها و توضیحات نامربوطی ارائه می‌کند که نشان از لجاجت وی هر چند با ظاهری دلسوزانه داشت. چرایی این نوع برخورد آقای منتظری با یک مسأله حیاتی نظام به این باز می‌گشت که مثلث شیطانی فوق به واقع روح آقای منتظری را تسخیر کرده و وی را به موضع بازگشت ناپذیری رسانده بود. ریشه بخشی از تأثیر گذاری این مثلث بر آقای منتظری در سالهای دور بود.

برخی از کسانی که در دوران مبارزه به همراه آقای منتظری و برخی از روحانیان دیگر و اعضای منافقین در زندان بودند از جمله آقای محسن رفیق‌دوست در خاطراتی از آن دوران به این نکته اشاره می‌کنند که روحانی‌های زندانی نگاه واحدی به اعضای منافقین نداشتند، برخی به شدت از آنها فاصله می‌گرفتند و برخی به آنها نزدیک بودند و آقای منتظری از افراد نزدیک به آنها بود. طبیعتاً منافقین با تحلیل شخصیت وی به ساده لوحی او رسیده بودند و پس از پیروزی انقلاب با توجه به شناختی که از وی داشتند و بلند پروازیهایی که در سر می‌پروراندند و تنگناهایی که در نظام برایشان ایجاد شد و موقعیت مهمی که آقای منتظری یافته بود، موذیانه تلاش کردند خود را به وی نزدیک کنند و با استفاده از سابقه دوستی در زندان و ساده لوحی که در وی سراغ داشتند با القاء دیدگاههای خود به او که همه این دیدگاهها قدرت طلبانه و علیه انقلاب و نظام بود، مسئولان را تحت فشار قرار دهند. این مسأله در سایه بی‌توجهی، غفلت و باز هم ساده لوحی و نیز لجاجت آقای منتظری آنچنان وضوح یافته بود که شهید محمد منتظری فرزند آقای منتظری به شدت احساس خطر کرد و با بیان نکته‌ای تاریخی و صریح سند ماندگاری از خود درباره رابطه پدرش با منافقین به جای گذاشت. وی گفت: منزل پدر من جای امن منافقین است و من نخواهم گذاشت منافقین آن جا را تصاحب کنند.

خود آقای منتظری در همین نوار منتشر شده در این باره می‌گوید: سران‌شون (سران منافقین) میان اینجا می‌گند ما مرتد نیستیم. می‌گند اسلام حقیقی ما داریم. شما اسلام آمریکایی دارید... ارتداد سران، موجب حکم به ارتداد سمپاتها نمی‌شود. صحبت شهید محمد منتظری مربوط به پیش از سال 65 است و صحبت آقای منتظری مربوط به سال 67 است، یعنی طی این هفت سال منافقین همچنان و به سهولت با آقای منتظری ارتباط داشتند. حضرت امام که با دقت و هوشیاری گفتار و رفتار مسئولان را رصد می‌کردند و در پیام به اولین دوره مجلس خبرگان رهبری در سال 62 آوردند: «باید بدانید که تبهکاران و جنایت پیشگان، بیش از هر کس چشم طمع به شما دوخته‌اند و اشخاص منحرف نفوذی در بیوت شما، با چهره‌های صد در صد اسلامی و انقلابی ممکن است خدای نخواسته فاجعه به بار آورند و با یک عمل انحرافی نظام را به انحراف کشانند و با دست شما، به اسلام و جمهوری اسلامی سیلی زنند. الله الله در انتخاب اصحاب خود ...» برجسته‌ترین مصداق تبهکاران و جنایت پیشگان و افراد منحرف نفوذی و دارای چهره اسلامی و انقلابی منافقین بودند. منافقینی که در این تاریخ (سال62) جنایتهایی مانند انفجار حزب جهموری اسلامی، دفتر نخست وزیری، دفتر دادستانی و ترور هزاران انسان بی‌گناه را در کارنامه‌شان ثبت کرده بودند. شش سال بعد امام از راز بزرگ دیگری که سالها در سینه داشتند و بابت آن رنجهای بسیار کشیدند پرده برداشتند و در نامه معروف 06/01/68 که پایان کار منتظری در نظام را رقم زد اعلام کردند: «شما در اکثر نامه‌ها و صحبت‌ها و موضع‌گیری‌هایتان نشان دادید که معتقدید لیبرال‌ها و منافقین بر کشور حکومت کنند. به قدری مطالبی که می‌گفتید دیکته شده منافقین بود که من فایده‌ای برای جواب به آنها نمی‌دیدم.»

شهید لاجوردی از جمله افرادی است که برخورد آقای منتظری با وی آن‌ هم متأثر از فضاسازی و ارتباط منافقین با آقای منتظری، نزدیکی منتظری به منافقین و فاصله گرفتن از نظام را نشان‌می‌دهد. مجتبی امانی، رئیس سابق دفتر حافظ منافع ایران در قاهره در یادداشتی به انتقادهای آقای منتظری از شهید لاجوردی پرداخت که در بخشی از آن آمده است: «آیت الله منتظری پس از انفجار هفتم تیر در دفتر حزب جمهوری اسلامی با اعدام اعضای این سازمان (منافقین) مخالفتی نداشت. اما به علت ساده دلی، تحت تأثیر افرادی که دائماً از وی برای آزادی محکومین گروهکها درخواست توصیه داشتند و شهید لاجوردی به آنها اهمیتی نداد، از مدافعین سرسخت آزادی تروریستهای منافق و گروهکی شد. یکی از دلایل اصلی مخالفت شهید لاجوردی با وساطت آقای منتظری برای آزادی منافقین، شناخت از نزدیک وی نسبت به منافقین بود که این مسأله آقای منتظری را بسیار خشمگین کرده بود تا آنجا که در متن نوار مذکور نیز دوبار تحقیر آمیز از شهید لاجوردی نام می‌برد و نا‌آگاهانه و تحت تأثیر واقع شده می‌گوید:‌ «در صورتی که اینها (زندانیان) اغلب سر موضع شدنشون واسه برخورد تند امثال لاجوردی و افراد اینها بوده». در جایی دیگر می‌گوید:‌ «گردن لاجوردی خرد بشه، حالا می‌گویند کسانی که در عفو شرکت کردند شریک خون یک بسیجی هستند. تندروی‌های اونها، اینها را سر موضع قرار داد و جاذبه اون نامردا رو زیاد کرد.»

پرسش مهمی که جا دارد این جا مطرح شود این است که چه کسانی در نزد آقای منتظری علیه شهید لاجوردی با بدگویی و سعایت وی را متهم به سخت‌گیری غیرقانونی علیه منافقین می‌کردند و چگونه بود که آقای منتظری از این اخبار کاملاً کذب و هدفمند تولید شده اطلاع داشت اما حضرت امام بسیار زیرک و بسیار حساس از آن بی‌خبر بود؟!

پاسخ بخشی از این پرسش از زبان آقای نیری از قضات دادگاههای انقلاب که در جلسه نوار مذکور نیز حضور دارد گفته شده است. وی درباره فشار آیت الله منتظری بر شهید لاجوردی می‌گوید: «منافقین در آن زمان با بیت آقای منتظری در ارتباط بودند و در آنجا بسیاری از مسائل را بزرگ نمایی می‌کردند و این موجب شد که آقای منتظری احساس کرد این مسائل واقعیت دارند. لذا به شورای قضایی آن زمان فشار آورد که آقای لاجوردی عزل شود و کس دیگری را بیاورند. یادم هست بعد از شهید لاجوردی آقای رازینی آمدند که آقای منتظری به ایشان اعتماد داشت. با این حال بعد از گذشت مدتی، یک روز به او گفته بود: «رازینی شنیده‌ام فک 400 نفر را خرد کرده‌ای. آقای رازینی جواب داده بود: شما یکی‌شان را به من نشان بدهید.» مطالعه وصیت نامه شهید لاجوردی به فهم این نکته کمک بیشتری می‌کند. به گفته آیت الله سید حسن موسوی تبریزی دادستان انقلاب کشور تا سال 1363 امام پس از نامه‌هایی که آقای منتظری درباره وضعیت زندانیان برای ایشان نوشت، اجازه تشکیل یک هیأت به ایشان را داد تا وضعیت زندانها و زندانیان را در سراسر کشور بررسی می‌کنند و پس از آن حداقل 2 یا 3 بار لیستی از زندانیان که توسط این شورا تهیه شده و مورد تائید آیت الله منتظری قرار گرفته بود، توسط امام خمینی مورد عفو قرار گرفتند که اتفاقاً اکثر این افراد هم از همین اعضای مجاهدین خلق (منافقین) بودند.

امام خمینی(ره) در نامه‌ای هشدار آمیز به آقای منتظری در 12 مهر 65 درباره باند مهدی هاشمی و منافقین درباره آزادی زندانیان منافقین مرقوم کردند: «آنچه مسلم است و مایه تأسف، حسن ظن جناب عالی به اعمال و افعال و گفته‌ها و نوشته‌هاست که به مجرد وصول به شما ترتیب اثر می‌دهید و در مجمع عمومی صحبت می‌کنید و به قوه قضائیه و غیره سفارش می‌دهید ... آزادی بی رویه چند صد نفر منافق به دستور هیأتی که با رقت قلب و حسن ظنشان واقع شد آمار انفجارها و ترورها و دزدیها را بالا برده است. ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان ...»


تاریخ انتشار: 1395/06/06 || بازدیدها:
جهادکبير نسخه‌اي است که عمل به آن سبب مي‌شود که نه تنها در هاضمه سيري‌ناپذير استکبار هضم و ادغام نشويم، بلکه با حفظ ويژگي‌ها و جهت‌گيري‌هاي انقلابي، مرزهاي خود را با رأس استکبار و ايادي آن حفظ کنيم. به بيان ديگر، اگر قرار است که خطوط فاصل ما با دشمن حفظ شود، بايد بر اصول و شاخص‌هاي انقلابي‌گري پافشاري کنيم و جهادکبير در برابر استکبار را سرلوحه سياست‌ها و اقدامات خود قرار دهيم.

تاریخ انتشار: 1395/06/03 || بازدیدها:


پانل کاربران
فراموشی کلمه عبور
عضویت
آرشیو مطالب
نظر سنجی
آمار سایت

» بازدید امروز : 1
» بازدید دیروز : 0
» بازدید هفتگی : 3
» بازدید ماهیانه : 6
» بازدید سالانه : 13
» کل بازدیدها : 438